|
هوگر
|
||
|
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم |
فوکویا ما و گروه های اسلامی
هفته نامه «شهروند امروز» در شماره 19، 15 مهر 1386، مصاحبه اشپیگل با فرانسیس فوکویاما درباره کتاب «آمریکا بر سر تقاطع» را درج نموده بود. فرانیس فوکویاما دانشمند علوم سیاسی به همراه ساموئل هانتیگتون از نظریه پردازان اصلی سیاست خارجی ایالات متحده امریکا پس از جنگ سرد است و آرا و آثار او نقش عمده ای در شکل دهی و تصمیم سازی برای جهان جدید داشته است همان فوکویامایی که در سال 1989 مقاله و نظریه مشهور «پایان تاریخ و آخرین انسان» را نوشت و در آن متذکر گردید: دموکراسی لیبرال ممکن است پایان تکامل ایدئولوژیک بشریت و آخرین شکل حکومت بشری باشد چرا که در سایه دموکراسی لیبرال انسانها به مهم ترین و اصیل ترین نیازها، آرزوها و مطالبات خود دست می یابند و هویت خود را به شکل دلخواه سامان می بخشند.
مصاحبه اخیر فوکویا ما در بردارنده دو نکته اساسی است:
1- فوکویا از طرفداران حمله نظامی به عراق بود و حتی در زمان ریاست جمهوری کلینتون در نامه ای به وی حمله عراق را در راستای هژمونی خیرخواهانه آمریکا برای ایجاد دموکراسی در عراق خواستار شد، اما وی در کتاب «آمریکا بر سر تقاطع» یادآور شده که حمله به عراق بر اساس اطلاعات غلط و تفاسیر نادرست و اشتباه بوده است.
2- آنچه بیشتر از هر بخش مصاحبه تامل مرا بر انگیخت اظهار تاسف فوکویاما درباره گروه های اسلام گرا بود، وی در این مصاحبه می گوید: متاسفانه در حال حاضر بسیاری از صداهای پیشرویی که خواهان تغییر در منطقه اند (خاورمیانه) گروه های اسلام گرا هستند سعی بر این است که آنها به یک صورت دموکراتیک از گفتمان سیاسی تبدیل شوند...
اظهار تاسف فوکویاما از آن جایی معنی دار به نظر می رسد که در مفاهیم مورد حمایت کشور متبوعش (دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق بشر و ... ) آزادی مذهب از مواردی است که مورد حمایت قرار گرفته و هیچ کس یا گروهی صرفا به خاطر اعتقاداتش نباید از صحنه فعالیت اجتماعی و سیاسی محروم گردد: منوط به اینکه قواعد دموکراتیک بازی را رعایت نماید آیا اسلام گراهای پیشرو صرفا به خاطر اعتقاداتشان باید مشمول تاسف این سیاستمدار برجسته آمریکایی گردند؟
امروزه نه تنها آمریکا و سیاستمداران برجسته اش بلکه همه جهانیان باید صدای گروه های اسلام گرای دموکرات، پیشرو و میانه رو را جدی گرفته و به جای تلاش برای حذف آنها از پتانسیل هایشان برای ایجاد یک گفتمان سیاسی کارآمد استفاده نمایند. گروه هایی که روز به روز در دنیا بر نفوذ و تاثیرشان نزد افکار عمومی کشورهایشان فزونی می یابد. حزب عدالت و توسعه در ترکیه، حماس در لبنان و ... از مواردی هستند که می توان به عنوان الگو از آن نام برد اعضای این گروه ها و احزاب نشان دادند در پایبندی به اصول و مبانی دموکراسی از همتایان سکولار خود نه تنها چیزی کم نداشته بلکه متعهد تر و پایبندترند.
گروه های پیشتاز و میانه رو اسلامی بخشی از جریان هویت خواهی های دنیای مدرن هستند که با حفظ مبانی اعتقادی خود تلاش می نمایند، تعاملی سازنده و نقادانه با دنیای مدرن داشته و از هر قدیم اصیل و جدید مفید بهره گیرند و چون در عمل به روش های دموکراتیک پایبندند بیشترین شانس را برای کسب مشروعیت نزد افکار عمومی جهانی دارا هستند حال آیا چنین رویکردی تاسف آور است؟
به هر حال باید یادآوری نمود جریان میانه روی اسلامی واقعیتی است که کسی را یارای انکار آن نیست و به نظر می رسد غرب را جز پذیرش این جریان و تلاش برای تعامل سازنده با وی برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر در خاورمیانه نیست سوال اساسی که در پایان باید مطرح کرد این است: آیا به اندازه ای که تا به حال برای حذف اسلام از صحنه های اجتماعی تلاش نموده توانسته ایم از پتانسیل های آن برای ایجاد یک گفتمان سیاسی کار آمد و نهادینه و پایدار در منطقه بهره گیریم.
|
|