تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 

 

به جای تف کردن به تاریکی هر یک شمعی روشن نماییم

 |+| نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 19:14  توسط محمد علی   | 

       

 

1-   مخاطب گراهستند

-     نيازهاو علايق مخاطبين و مشتريان خودرابه خوبي ميشناسند وبراي آنان اهميت قائلند

2-  خلاق و نو آورند

-     داراي روحيه كنجكاوي قوي هستند  - به جاي حل مشكل مسئله يابي ميكنند

-     از تفكر علمي ومنطقي برخوردارند

-    ازدسترسي به شرايط جديد خوشحال ميشوند  انعطاف پذيرهستند

3-  نگرش دائمي به وضع مطلوب دارند

-     اعتقاددارند كه كارامروزرا بهترازديروز مي توان انجام داد   - آرمانگراهستند

-     آينده را به خوبي پيش بيني ميكنند (پيش گويي نمي كنند)

-     گذشته وحال رامبنايي براي ساختن آينده قرارميدهند     - دررقابت پيشتاز هستند

4-  به نظم و زيبايي اهميت ميدهند

5-   صبور وشكيبا هستند

-    صبر وشكيبايي را به عنوان يك امر اخلاقي كاربردي مي كنند

-     قبل از صحبت كردن كمي صبرمي كنند وعجولانه تصميم گيري نمي كنند

-     ازكاري كه زود نتيجه ندهد بي حوصله نمي شوند

-     اهل مراوده و بحث و گفتگو هستند  - ديرعصباني ميشوند

6-  در ايجاد عقل جمعي و جمع سازي مهارت قوي دارند

-    براي انديشه انساني احترام قائلند

-    قدرت تشخيص استعدادهاي افراد را دارند

-    تصميم گيري را بر مبناي عقل و اطلاعات جمعي قرارميدهند

-    به محدوديتها و ضعف هاي خود واقفند

۷  هدف گرا هستند

-    اهداف سازمان را مشخص  وتحقق وموفقيت در آنرا ارزيابي مي كنند

-     اهداف سازمان را عيني وملموس ايجاد مي كنند  وبراي رسيدن به آن تعهد

 |+| نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 18:57  توسط محمد علی   | 

       

  

 

وز روشن پی چراغی برای یافتن راه می گردند آدمهایی که چراغهای خوشان خاموش و به سراغ چراغ دیگران رفته اند اما تامل نکرده اند که نورچراغ دگران فقط به کار خودشان آید.

و این منم مردی تنها در آستانه آینده ای مبهم با دستهای خالی و با قلبی آکنده از اندوه تو را می خوانم اگر به سراغ من آمدی برایم ای مهربان چراغی بیار تا در زیر تشعشع نورش ودر این تاریکستان جهل و تعصب و خرافه برق چشمانت را ببینم وگرمی نگاهت را بچشم.بی تو تمام این آدمها را غریبه می پندارم انگار این خیابانهایی که هر روز ازشان می گذرم  را تا بحال ندیده ام.

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد خندانید اینجا یک نفر دارد به جرم دوست داشتن محاکمه می شود و هیچ وکیلی حاضر به دفاع از او نسیت قلبش را دزدیده اند از حرفهای قشنگ تهی اش نموده واز کلمه های بد قواره وخشن لبریزش کرده اند .رهگذر هم شاخه نوری که به دست داشت در ظلمت من وتو گم گشت .ومن اکنون به قایق سهراب  می اندیشم و به جزیره ای که چند صباحی دور از هیاهو بدان سفد نمایم ودر ان خودم را باز شناسم و تو را نیز .

پارو زنان چشم به راه روزی که ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت ...ما سبز خوایم شد این نوید را هر سال بهار بعد از چیرگی اش بر زمستان به ما می د هد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 18:42  توسط محمد علی   | 

الهام شعرهايم را

از نگاههاي مايوس و خسته

از موهاي درهم

و سيماي مضطربتان مي گيرم

براي خودم سعادت را خواستن

در پي دردهاي خود بودن

ديدن ونگفتن

فهميدن وسكوت را

در فرهنگ لغاتم تعريف نكرده ام

اما و هزار اما

كه حتي صدايمان را نيز

از ما گرفته اند

در ميان انبوه بغضهاي فرو خورده

دريغ از صدايي

دريغ از گوش شنوايي

و دريغ از جوابي

به ملت هميشه مظلومم   

 |+| نوشته شده در  شنبه 1385/06/18ساعت 18:35  توسط محمد علی   | 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/15ساعت 16:2  توسط محمد علی   | 
 
  بالا