تبليغاتX
هوگر
 
هوگر
 
 
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم
 

شیطان !

 

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد
استاد گفت: اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما   نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته
شاگرد ایستاد و پرسید: استاد, سرما وجود دارد؟؟
استاد پاسخ داد: این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟
مرد جوان گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست،در واقع سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد
شاگرد ادامه داد : استاد تاریکی وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد
شاگرد گفت: دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان ، تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: آقا, شیطان وجود دارد؟؟
استاد که زیاد مطمئن نبود پاسخ داد: البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید 

 

....آن مرد جوان همان آلبرت انیشتین بود

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 15:57  توسط محمد علی   | 

 “لطفا گوسفند نباشید”

 چند روز پیش برای خریدن چند کتاب به شهر کتاب رفته بودم که از میان انبوه کتاب ها، کتاب "لطفا گوسفند نباشید” نظرم را جلب کرد. این کتاب در مورد خودشناسی است و به زبان بسیار روانی نوشته شده است.

هنگام مطالعه این کتاب اولین چیزی که نظر شما را به خود جلب می کند عکسی روی جلد کتاب است که گوسفندی بقیه گوسفند ها را دور خود جمع کرده است و از آنها می خواهد که “لطفا گوسفند نباشید”.

در قسمت های بعدی کتاب به زبانی ساده راه های برقراری ارتباط، افزایش اعتماد به نفس، نقش دوست در زندگی، تعریف زندگی و … شرح داده است.

در زیر چند جملاتی از کتاب را برای شما نقل می کنم:

 به خاطر بسپار:هرگاه ما چیزی را نفهمیم،آن را تصادفی یا اتفاقی می نامیم، در حالی که هیچ جز تصادفی در دنیا وجود ندارد!

به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختی را خود می بافیم و نام آن را می گذاریم:سرنوشت!!

به خاطر بسپار:هرجا که ژرف ترین درد است،عظیم ترین آموزش را به همراه دارد!

به خاطر بسپار:کسی که راه غلطی را می رود،بیشتر شانس آن را دارد که به راه درست آید.تا کسی که راه درست را غلط می رود.

سوال از مایکل جردن ستاره بسکتبال سیاهپوست آمریکا علت موفقیت شما چیست؟ جواب: من حاضر نیستم در هیچ کاری به مقام دوم قناعت کنم!

به خاطر بسپار:هولناک ترین ناباوری،ناباوری نسبت به خودتان است!

با خود بخوان: در زندگی ام شکست وجود ندارد،تا زمانی که از چیزی درس گرفته باشم.

از اوقاتی که “بله” می گویید ولی در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشید!

به خاطر بسپار: شکست، یا می شکند یا شکسته می شود..بستگی به شما دارد!

یادت باشد: دیگران را آزاد بگذار، آزاد در پذیرفتن تو ..آزاد در روی برگردانیدن از تو!

به خاطر بسپار: کسانی که نمی توانند گذشته را به یاد آورند،محکومند که آن را تکرار کنند!  

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 11:36  توسط محمد علی   | 

قورباغه ات را قورت بده

 

رمز خوشبختی ، رضایت ، موفقیت های بزرگ ، احساس خوب ، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام می دهید خوردن قورباغه خودتان باشد.

خوشبختانه می توانید این مهارت را از طریق تمرین یاد بگیرید و زمانی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهمترین کار را در خود به وجود آورید ، موفقیت شما حتمی است .

در اینجا خلاصه ای از 21 روش فوق العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل های کتاب است می خوانید.این اصول و قواعد را مدام تمرین کنید تا عمیقا در ذهن و عمل تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده تان تضمین شود .

1- سفره را بچینید : دقیقا تصمیم بگیرید که چه می خواهید.روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است .پیش از شروع کار هدف ها و تصمیم هایتان را بنویسید.

2- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید : برنامه هایتان را روی کاغذ بیاورید به ازای هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید به هنگام اجرای آن پنج تا ده دقیقه در وقت تان
صرفه جویی خواهید کرد .

3- قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید : 80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعاللت های شماست .همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید .

4- پیامد کارها را در نظر داشته باشید : مهم ترین و ضروری ترین کارهای شما آن هایی هستند که می توانند بیشترین تاثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند . به جای تمرکز روی سایر کارها ، تمام توجه تان را معطوف به این نوع کارها کنید .

5-روش تنبلی سازنده را تمرین کنید : هیچکس نمی تواند همه کارهایش را انجام دهد بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی کارها یی که ارزش و اهمیت کمتری دارند تنبلی کنید . با این کار خواهید توانست برای معدود کارهایی که واقعا مهم هستند وقت کافی ایجاد کنید .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 10:36  توسط محمد علی   | 

 

انواع دینداری

خلاصه کننده: مهتاب خلج امیر حسینی  

سایت: جامعه شناسی ایران                                                      

دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه علوم انسانی، گروه جامعه شناسی،  کارشناسی ارشد-دانشجو:رامین حبیب زاده خطبه سرا، استاد راهنما: دکتر علیرضا شجاعی زند 1384 

طرح مسأله: جریان پر شتاب مدرنیته  در قرن بیستم ، تمامی نهادهای دینی را دچار انفعال کرده بود. نهادها و متفکران دینی سعی داشتند تا آموزههای مذهبی شان را با همبسته با جهان مدرن سازگار سازند اما بر خلاف پیش بینی های صورت گرفته در غرب ، روند عرفی شدن و گسترش مدرنیته نتوانست دین را از عرصه اجتماع حذف کند ولی به علتهای متعددی ، دینداری متنوع شدو اشکال مختلف پیدا کرد . همین مسأله باعث شد که جامعه شناسان دین به بررسی میزان و انواع دینداری بپردازند و عوامل تغییر و روند آن را مطالعه کنند.

 
با آنکه دین و دینداری از ارکان مهم جامعه مان محسوب می شود و در بین افراد و ساختارها تأثیر گزار است . اما در سالهای اخیر تغییراتی در دینداری افراد مشاهده می شود و از طرفی نتایج مطالعات صورت گرفته برروی این تغییراتدر یک راستا نیستند که این نتایج ناهمخوان ، ناشی از عدم بهره مندی از مدل در سنجش دینداری و هم چنین عدم استفاده از مدل بومی برای این امر است . همین نقصان باعث شد تا ما با استفاده از یک مدل بومی مناسب، به بررسی میزان و انواع دینداری در بین دانشجویان بپردازیم.
در این تحقیق ما با استفاده از یک مدل پیشنهادی، به سنجش دینداری دانشجویان انشگاه تهران که از تنوع و اندازه قابل قبولی برخوردارند،بپردازیم تا با روش علمی،میزان و انواع دینداری دانشجویان و سهم هر یک از انواع در میان آنها مشخص شود.
تحقیق حاضر از نوع گونه شناسی بوده و هدف اصلی آن شناخت انواع دینداری در بین دانشجویان است . در این تحقیقات ، فرضیات تبیینی وجود ندارد و اگر هم بکار رود به سطح نوعی گمانه زنی تقلیل میابند و حداکثر رابطه متغیر وابسته با خصوصیات زمینه ای ( داده های عمومی ) بررسی می شود . بنابراین در تحقیق حاضر فرضیه ای مورد آزمون قرار نمی گیرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 11:36  توسط محمد علی   | 
 
قشنگ این است که مهم باشی 
 

                                                                            نلسون ماندلا

 

پرسیدم:  چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ 

جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،  با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس برای آینده آماده شو.  

ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن و  هیچگاه به باورهایت شک نکن.  

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی!  حتی برای یک نفر  

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی   

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزدنت را  

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی         

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن      فرقى نمی کند گودال آب  

کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 13:3  توسط محمد علی   | 

۱۰۰ حقیقت زندگی

 

  ۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.

۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.

۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.

۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.

۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.

۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.

۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.

۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.

۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.

۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.

۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.

۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمی‏خورد.

۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.

۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)

۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 20:26  توسط محمد علی   | 

چهار روش حیرت انگیز جذب کردن دیگران


مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.

توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.

1- مهربان و صمیمی باشید:

برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.

2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:

به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.

نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.

حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.

3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.

اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.

 4- وارد دنیای آن ها شوید:

با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.

در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.

همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت 20:10  توسط محمد علی   | 

خدا وجود ندارد؟؟؟

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت

در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها به موضوع «خدا » رسیدند،

آرایشگر گفت من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد

مشتری پرسید :چرا؟

آرایشگر گفت:

کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد

اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟

بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟

نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند

مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواست جروبحث کند

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت

در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت

به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند

آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟

من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم

مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،

چون اگر وجود داشتند،

هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد

آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،

موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند

مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است

خدا هم وجود دارد

فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/14ساعت 15:40  توسط محمد علی   | 

 

    تفنگت را زمین بگذار

     فریدون مشیری)

که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را - برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/12ساعت 11:13  توسط محمد علی   | 

سخنانی شنیده ام که مپرس!

 دکتر عباس کاظمی

این روزها که بحث علوم اجتماعی نقل و نبات شده و بر سر زبان ها افتاده است  و در دادگاه ، نمازجمعه و تلویزیون دولتی به نحوی در آن باب سخنی رفته است، در نظر برخی از دوستان بر اهمیت علوم اجتماعی افزوده است. چرا که علوم اجتماعی هیچگاه تا بدین حد موضوع سخن نبوده است. چه چیزی علوم اجتماعی را در زمانه ما تا دین حد به دانشی  مسئله ساز بدل کرده است؟ آیا جز این است که علوم اجتماعی دانشی رها و  آزاد از قدرت است و نتایج این دانش چونان دانشهای پزشکی و مهندسی از در مصالحه با قدرت در نمی آید؟ ایا جز این است که علوم اجتماعی برارزشهایی متفاوت با تاکید می کند. به گمان من مخالفان علوم اجتماعی موجود، پیش فرضهای این دانش را به درستی درک کرده اند اما نتیجه درستی از آن نگرفته اند.

-         علوم اجتماعی پروژه ای مرتبط با مدرنیته است.

-         علوم اجتماعی برارزشهای مدرن(چون آزادی و دموکراسی) تاکید دارد.

-         علوم اجتماعی به واقعیتهای بیرون از  ما معتقد است و از این رو محتاطانه با واقعیات رویارو می شود. به عبارتی دستوری با واقعیات اجتماعی برخورد نمی کند.

مخالفان علوم اجتماعی نه با آن بلکه با جوامع مدرن سرناسازگاری دارند. جرم علوم اجتماعی کمک به مدرن شدن جوامع است و این چیزی است که مورد پسند دوستان نیست. اما باید بدانها گفت که علوم اجتماعی دشمن نیست بلکه برای حل مشکلات جوامع مدرن پدید آمده است. همه چیز در این دانش، امری هنجاری نیست که مورد پسند این یا آن  فرد نباشد. بسیاری از چیزها در این علم همانند سایر علوم، توصیفی و تبیینی است. علوم اجتماعی در بدو امر ایمان دارد که واقعیاتی اجتماعی در بیرون از ما وجود دارد( چه آن را ما پدید آورده باشیم و چه پیش از ما وجود داشته باشد، چه واقعیاتی سیال و چه متصلب باشد ....)، دیگر آنکه این واقعیات تابع اراده حاکمان و ذهنهای فردی نیست و در یک رابطه پیچیده اجتماعی پدید آمده است( برای مثال انقلاب ، اعتراض، جنبش و نظایر آن با خواست یک یا چند فرد بر نمی خیزد و با خواست یک یا چند فرد دیگر فرو نمی نشیند ) و سوم آنکه مطالعه در باب این واقعیات ادب و آدابی دارد که تنها با رعایت آن اداب آن واقعیت فهم پذیر می شود.چهارم آنکه علوم اجتماعی نتایج تحقیق خود را با گذاشتن بر محک داوری و تجربه دیگران (چه از طریق معیار آزمون پذیری یا ابطال پذیری و چه به محک استدلال و انتقاد نظری) استوار می گرداند. اگر این موارد برخی از امهات علوم اجتماعی باشد دشمنی با چنین دانشی به اندازه دشمنی با سایر علوم مضحک و بی معنا بنظر می رسد و روشن است که اگر بصیرتی کافی وجود داشته باشد چنین دشمنی هایی هم وجود نخواهد داشت.

انتقاداتی که می توان علیه علوم اجتماعی غربی مطرح کرد - و ای بسا متخصصان علوم اجتماعی ایرانی خود بیش از دیگران این انتقادات را بارها مطرح کردند -  امری اکادمیک و در تخصص صاحبان این دانش است. تردیدی نیست که دانش انسانی باید با فرهنگ و جامعه میزبان متناسب شود، تردیدی نیست که باید نظریه های مبتنی بر زمینه رشد یابند، تردیدی نیست که موضوعات مورد تحقیق باید حلال مشکلات جامعه ما باشند. اما اینها مواردی نیست که به دادگاه نیاز باشد، از تریبون نمازجمعه گفته شود یا تلویزیون دولتی بدین شکل بدان حمله کند (پیش از این شبکه چهار سیما بارها همین صاحبنظران و همین تئوری ها را برای مقاصد خود بکار گرفته بود). این امور مواردی است که دولتها باید به دانشگاهها کمک کنند تا در فضای مساعد حوزه گفت و گویی و مجادلالت علمی توسعه یابد تا بدین ترتیب علوم اجتماعی به سمت دانشی سازنده برای جامعه حرکت کند. در عین حال دولتها باید بدانند که نمی توانند از علوم اجتماعی انتظار داشته باشند که با ارزشهای مدرن مبارزه کند چرا که در این صورتها دولتهای مدرن خود  نیز نباید وجود داشته باشند و این خواست با وجود چنین دولتهایی نیز ناسازگار است!

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/08ساعت 11:21  توسط محمد علی   | 

17 روش شاد زیستن

 

ما با ارایه این مقاله قصد نداریم شما را مدام شاد نگاه داریم، بلکه بیشتر مایلیم تا به جای احساس ناراحتی، خشم، افسردگی و اضطراب، حداقل یک یا چند بار در روز شادی را حس کنید.

به چند نکته زیر توجه کنید. لازم نیست همه نکات را رعایت کنید به آن مواردی بپردازید که بیشتر برایتان کارساز است.

در حال زندگی کنید

در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید.

بلند بخندید

پیش بینی احساس شادی، میزان هورمون "اندروفین" و هورمون های دیگری را که به خوشی و آرامش شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال تولید هورمون اضطراب را کاهش می دهد. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا 16 نفر را که همگی معتقد بودند، تماشای یک فیلم برای آنها خنده دار بود را مورد بررسی قرار دادند. سه روز قبل به نیمی از آنها گفته بودند که این فیلم کمدی است. این دسته از افراد قبل از تماشای این فیلم متوجه تغییرات بیولوژیکی در بدنشان شدند. وقتی به تماشای فیلم پرداختند، میزان هورمون اضطراب در بدنشان به طور چشم گیری کاهش یافت. این در حالی بود که میزان هورمون های شادی بخش افزایش داشت.

خوب بخوابید

بهتر است که روزانه برای مدتی کوتاه استراحت کنید و شب ها هم در حالی که کتاب می خوانید و حداکثر تا ساعت 10 شب، به رختخواب بروید و بخوابید. این راهکار برای بهبود خلق و خو و نیز چشم اندازتان نسبت به زندگی مؤثر است.

به موزیک گوش دهید

تحقیقات حاکی از آن است که شنیدن موسیقی آرام قسمتی از مغز را فعال می کند که باعث شادی می شود. در ضمن این راهکار به کسب آرامش هم می انجامد.

این روش به طور آزمایشی در گروهی از افراد بالغ در حین عمل جراحی چشم انجام شد و نتایج نشان داد که این افراد نسبت به کسانی که در سکوت عمل شده بودند، تعداد ضربان قلب، فشار خون و فعالیت قلبی کمتری داشته اند.

منظم باشید

با وجود شلوغی میز کارتان که پر از کاغذ، مجله و صورت حساب است، یا کابینت آشپزخانه تان که بسیار نامنظم است و نیز دفترچه چک تان که در طی 6 ماه اخیر هنوز تسویه نشده، نمی توانید تمرکز کنید و نفس عمیق بکشید.

به علاوه با انجام کارهای تکراری روزانه مثل جارو زدن، گردگیری و شستشوی زمین هم می توانید به آرامش و شادی برسید(البته فقط در صورتی که این کارها را با تمرکز کامل انجام دهید).

نه بگویید

کارهایی را که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.

برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید

هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایف تان را بنویسید. این کار باعث می شود تا اهداف تان را شناسایی کرده و تنش و نگرانی را از وجودتان دور کنید. سپس مطمئن شوید که آیا همه وظایفتان را به خوبی انجام داده اید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 16:16  توسط محمد علی   | 

 

نقش نام حضرت محمد(ص) بر شانه عسل
 
 
در یک پدیده استثنایی نام مبارک حضرت محمد(ص) بر روی دو قالب شانه عسل در شهرستان خلخال نقش بست.

بر روی این قالب عسل ها که در زنبورستانی در روستای لنبر از توابع بخش مرکزی خلخال نقش بسته نام حضرت محمد(ص) به صورت برجسته و کاملا مشهود دیده می شود.

هدایت الله حسنی فر، صاحب کندوهای عسل گفت: این دو شانه عسل از داخل کندویی که از آغاز سال برای اولین بار عسل از آن برداشت شده، قرار داشته است.

وی افزود: این واقعه در طول شش سال زنبورداری وی برای نخستین بار اتفاق افتاده و برای او و خانواده اش اتفاقی میمون و مبارک است.

این زنبور دار قصد دارد در روز مبعت حضرت محمد(ص ) این عسل ها را بین مردم تقسیم کند.

شهرستان خلخال با 95 هزار نفر جمعیت در 115 کیلومتری اردبیل واقع است.

 

167797-2009-9-27-9-42-26.gif

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت 10:7  توسط محمد علی   | 

 

تاملاتی پیرامون انقلاب فرانسه

مقدمه

انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) دوره‌ای از دگرگونی‎های اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. ویژگی اساسی این انقلابف استقرار موفقیت آمیز وحدت ملی از طریق انهدام رزیم ارباب- رعیتی و نراتب ممتازه فئودالی بود(سوبول،2537). این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب‎های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.

پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکل‎های مبتنی بر اصول روشنگری، ملی‌گرایی دموکراسی و شهروندی پدید آمد.

با این حال این تغییرات با آشفتگی‎های خشونت‎آمیزی شامل اعدام‎ها و سرکوبی‎ها در طی دوران حکمرانی وحشت و جنگ‌های انقلابی فرانسه همراه بود. وقایع بعدی که می‎شود آن‎ها را به انقلاب فرانسه ربط داد شامل: جنگ‌های ناپلئونی و بازگرداندن رژیم سلطنتی و دو انقلاب دیگر که فرانسه امروزی را شکل داد است.

برخی معتقدند اولین جرقه انقلاب، یورش به باستیل بود و در آن زمان نیز مردم هنوز به براندازی سلطنت فکر نمی‌کردند و برخی آغاز آن را ماه مه ۱۷۸۹ (میلادی) می‌دانند. پایان آن را ۱۷۹۵ یا ۱۷۹۹ میدانند و برخی سال ۱۸۰۴ که ناپلئون اعلام امپراطوری نمودو گاهی تمام دوره ناپلئون را تا ۱۸۱۵ نیز در جزء انقلاب فرانسه می‌آورند ولی اغلب آغاز عصر ناپلئون را پایان دوره انقلاب می‌شمارند.

توکویل، از اندیشمندان هم‎عصر انقلاب، معتقد است که با وجود آن همه تلاش برای وقوع انقلاب، نتیجه کار دموکراسی نبود. شاید به همین دلیل است که وی برخلاف بسیاری، سال ۱۷۸۹ (شروع انقلاب) را سال پایان انقلاب می‌داند.۵ با این حال به نظر بسیاری، انقلاب با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. شاه، لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹ هنگامی که ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.

پس از ناپلئون دوباره نظام جمهوری جایگزین شد تا این که ناپلئون سوم (برادرزاده ناپلئون)، کودتا نمود و امپراتوری دیگری به راه انداخت. پس از آن جمهوری‎های متعدد شکل گرفت. بدین ترتیب در کم‎تر از یک قرن، بر فرانسه به شکل‎های گوناگونی مانند جمهوری، دیکتاتوری، سلطنت مشروطه و دو امپراتوری متفاوت حکمفرمایی شد.۶ تا به امروز که فرانسه، جمهوری پنجم بر فرانسه حکم فرماست.

نگاهی کوتاه به اوضاع فرانسه پیش از انقلاب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/01ساعت 17:17  توسط محمد علی   | 

 جهانی شدن و هویت های جمعی

طرح مسأله

جهانی شدن پدیده ای است که گریزی از آن نیست، و هر چه خود را  از مسیر آن دورتر نماييم بیشتر تحت تأثیر آن قرار خواهیم گرفت. علیرغم  تعریف های ضد و نقیض و متفاوت پیرامون جهانی شدن، آنچه واقعا اتفاق افتاده است پدیده جهانی شدن است.

متفکران برجسته ای مانند کینجی اومای با نظریه (جهان بدون مرز و پایان دولت- ملت) گیدنز ) انقلاب ارتباطات و کنش از راه دور، فشردگی فضا و زمان) دنی کو (اقتصاد بدون وزن یا الکترونیک) دانیل بل (جامعه اطلاعات محور) کاستلز (جامعه شبکه ای) لوهمان (ارتباط معنا دار بدون مرز) والرشتاین (نظام اجتماعی جهانی) و ... این پدیده را تائید کرده اند.

جهانی شدن زمینه ساز فرهنگ ها و هویت های فراگیرتر می شود، هر اندازه که فرهنگ ها با یکدیگر در تعامل قرار می گیرند و مبادله و گفتگو میان انسانها بیشتر می شود مشترکات میان فرهنگ ها و هویت ها نیز افزایش می یابد. (عبدالهی: 1384)

یکی از جنبه های مهم تأثیرگذاری جهانی شدن، تأثیر آن بر هویت به طور کلی و هویت های جمعی به طور خاص است. هویت جمعی عبارت است از تعلق خاطر تعدادی از افراد به اموری مشترک با عنوان خاص، چنین تعلقی موجب احساس همبستگی و شکل گیری یک واحد جمعی می شودکه با عنوان « ما » از ماهای دیگر جدا می شود.

در این گفتار ابتدا جهانی شدن را تعریف نموده و سعی خواهد شد درکی کلی از آن عرضه گردد، سپس هویت را مورد تحلیل قرار می دهیم و در پایان به بررسی رابطه میان این دو خواهیم پرداخت.

با توجه به نکات مذکور سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که جهانی شدن چه تأثیری بر هویت های جمعی کلان و خرد دارد؟ به عبارتی دیگر آیا رابطه هویت های جمعی خرد و  کلان در جهان معاصر متناقض است یا موازی؟ آیا هویت های محلی و جهانی در فرآیند جهانی شدن با هم ناسازگاری خواهند داشت یا در کنار هم به سر خواهند برد؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 9:3  توسط محمد علی   | 

اتانازی

مقدمه :

نظرات مختلف درباره اتانازی ضرورتا وابسته به نظرات مختلف در زمینه اخلاق است . مباحث پیرامون اتانازی ، مباحثی درباره (( ارزش )) ها است . برخی اعتقاد دارند که حیات حد اعلای خوبی است و دیگر خوبی ها با وجود حیات و زندگی معنا می یابند . بدون زندگی و حیات ، هیچ ارزشی یا خوبی ای وجود ندارد (یعنی نمی تواند وجود داشته باشد ) و حیات شرط لازم برای تحقق دیگر ارزش ها است .

مباحث در رابطه با((اتانازی )) ، عمدا بحث درباره این است که چه چیزی اخلاقی است ؟ سوالاتی بنیانی در این رابطه مطرح شده است ؛ مثلا آیاحقی برای ارتکاب خودکشی وجود دارد ؟آیا اخلاقی هست که دیگری برای خودکشی به دیگری کمک کند ؟ آیا حقی وجود دارد که براساس خواسته کسی یا اعضای خانواده اش ایجاد مرگ رادر او تسهیل کنیم ؟ آیا اخلاقی هست برای نجات جان کسی ، زندگی کس دیگری راکه امیدی به زنده ماندنش نیست خاتمه دهیم ؟ تمام مباحث پیرامون ((اتانازی )) درصدد پاسخگویی به سوالاتی اینچنینی هستند . ((اتانازی )) بحث بسیار مهمی در اخلاق پزشکی است چون تمام حوزه های اجتماعی و فرهنگی را در می گیرد ..

در سال 1997 میلادی برای نخستین بار در جهان استرالیا تنها قانون مربوط به اتانازی را به تصویب رساند .

اتانازی یا مرگ ترحمی به حالتی اطلاق می شود که بیمار براثر رنج کشیدن بسیار از پزشکان تقاضا می کنند که آنها رابا کشتن از درد ورنج خلاص سازند . مرگ از روی ترحم سالهاست که مورد دعوای حقوقدانان و متخصصان علوم جزایی قرار دارند . بسیاری از حقوقدانان این امر را ترجیح بلا مرجح می دانند ودر نتیجه چنین قتلی را مستوجب مجازات می شمارند .

در فرانسه زنی که دچار یک بیماری نادر شده و چهره اش به طرز بسیار زشتی درآمده بود از رئیس جمهور درخواست کرد او را بکشند .درام زندگی تیره بختانه شانتال سبیره ، این زن 52 ساله فرانسوی که یک معلم بازنشسته است موضوع روز فرانسه شده است . بیماری ای که این زن به آن مبتلاشده است .  " esthesioneuroblastoma"  نام دارد که به اختصار ENB نامیده می شود . شانتال ضمن دیدار با رئیس جمهور فرانسه ، سارکوزی خواستار خودکشی داوطلبانه (اتونازی) شده است . وی گفته است حتی یک حیوان هم نباید زندگی ای را که من دارمتجربه کند . وی در سال 2000 به این بیماری مبتلا شد و چشایی اش را از دست داد . توموری که از صورت این زن درآمده است بعدا تا چشمانش رسید و وی در ماههای گذشته بینایی چشمانش راهم از دست داد . به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن ترکیه ، شانتال صاحب سه فرزند است . اتونازی یاخودکشی داوطلبانه در فرانسه همانند دیگر کشورهای اروپایی قانونی نیست . بیماری ENB  یک بیماری فوق العاده نادر است و در 20 سال گذشته در کل جهان تنها 200 نفر به این بیماری وحشتناک دچار شده بودند .

اکنون در فرانسه برسراین موضوع که آیاساکوزی طی یک استثناء به این زن اجازه مرگ اجباری خواهد داد یانه بحث می شود .

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 11:18  توسط محمد علی   | 
 
  بالا