|
هوگر
|
||
|
من هیچگاه تاریکی را باور نکردم چرا که در فرا سوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم |
قورباغه ات را قورت بده
رمز خوشبختی ، رضایت ، موفقیت های بزرگ ، احساس خوب ، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام می دهید خوردن قورباغه خودتان باشد.
خوشبختانه می توانید این مهارت را از طریق تمرین یاد بگیرید و زمانی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهمترین کار را در خود به وجود آورید ، موفقیت شما حتمی است .
در اینجا خلاصه ای از 21 روش فوق العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل های کتاب است می خوانید.این اصول و قواعد را مدام تمرین کنید تا عمیقا در ذهن و عمل تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده تان تضمین شود .
1- سفره را بچینید : دقیقا تصمیم بگیرید که چه می خواهید.روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است .پیش از شروع کار هدف ها و تصمیم هایتان را بنویسید.
2- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید : برنامه هایتان را روی کاغذ بیاورید به ازای هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید به هنگام اجرای آن پنج تا ده دقیقه در وقت تان
صرفه جویی خواهید کرد .
3- قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید : 80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعاللت های شماست .همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید .
4- پیامد کارها را در نظر داشته باشید : مهم ترین و ضروری ترین کارهای شما آن هایی هستند که می توانند بیشترین تاثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند . به جای تمرکز روی سایر کارها ، تمام توجه تان را معطوف به این نوع کارها کنید .
5-روش تنبلی سازنده را تمرین کنید : هیچکس نمی تواند همه کارهایش را انجام دهد بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی کارها یی که ارزش و اهمیت کمتری دارند تنبلی کنید . با این کار خواهید توانست برای معدود کارهایی که واقعا مهم هستند وقت کافی ایجاد کنید .
انواع دینداری
خلاصه کننده: مهتاب خلج امیر حسینی
سایت: جامعه شناسی ایران
دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه علوم انسانی، گروه جامعه شناسی، کارشناسی ارشد-دانشجو:رامین حبیب زاده خطبه سرا، استاد راهنما: دکتر علیرضا شجاعی زند 1384
طرح مسأله: جریان پر شتاب مدرنیته در قرن بیستم ، تمامی نهادهای دینی را دچار انفعال کرده بود. نهادها و متفکران دینی سعی داشتند تا آموزههای مذهبی شان را با همبسته با جهان مدرن سازگار سازند اما بر خلاف پیش بینی های صورت گرفته در غرب ، روند عرفی شدن و گسترش مدرنیته نتوانست دین را از عرصه اجتماع حذف کند ولی به علتهای متعددی ، دینداری متنوع شدو اشکال مختلف پیدا کرد . همین مسأله باعث شد که جامعه شناسان دین به بررسی میزان و انواع دینداری بپردازند و عوامل تغییر و روند آن را مطالعه کنند.
با آنکه دین و دینداری از ارکان مهم جامعه مان محسوب می شود و در بین افراد و ساختارها تأثیر گزار است . اما در سالهای اخیر تغییراتی در دینداری افراد مشاهده می شود و از طرفی نتایج مطالعات صورت گرفته برروی این تغییراتدر یک راستا نیستند که این نتایج ناهمخوان ، ناشی از عدم بهره مندی از مدل در سنجش دینداری و هم چنین عدم استفاده از مدل بومی برای این امر است . همین نقصان باعث شد تا ما با استفاده از یک مدل بومی مناسب، به بررسی میزان و انواع دینداری در بین دانشجویان بپردازیم.
در این تحقیق ما با استفاده از یک مدل پیشنهادی، به سنجش دینداری دانشجویان انشگاه تهران که از تنوع و اندازه قابل قبولی برخوردارند،بپردازیم تا با روش علمی،میزان و انواع دینداری دانشجویان و سهم هر یک از انواع در میان آنها مشخص شود.
تحقیق حاضر از نوع گونه شناسی بوده و هدف اصلی آن شناخت انواع دینداری در بین دانشجویان است . در این تحقیقات ، فرضیات تبیینی وجود ندارد و اگر هم بکار رود به سطح نوعی گمانه زنی تقلیل میابند و حداکثر رابطه متغیر وابسته با خصوصیات زمینه ای ( داده های عمومی ) بررسی می شود . بنابراین در تحقیق حاضر فرضیه ای مورد آزمون قرار نمی گیرد.
|
|
|
قشنگ این است که مهم باشی
نلسون ماندلا
پرسیدم: چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزدنت را بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست . |
۱۰۰ حقیقت زندگی
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
۲ – کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱ – فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه میآیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمیخورد.
۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمیکنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
۱۴ – هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
چهار روش حیرت انگیز جذب کردن دیگران
مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.
توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.
1- مهربان و صمیمی باشید:
برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.
2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:
به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.
نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.
حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.
3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:
افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.
اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.
4- وارد دنیای آن ها شوید:
با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.
در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.
همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.
خدا وجود ندارد؟؟؟
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت
در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها به موضوع «خدا » رسیدند،
آرایشگر گفت من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد
مشتری پرسید :چرا؟
آرایشگر گفت:
کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد
اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟
بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند
مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواست جروبحث کند
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت
در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت
به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند
آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟
من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم
مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،
چون اگر وجود داشتند،
هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد
آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،
موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند
مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است
خدا هم وجود دارد
فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند
تفنگت را زمین بگذار
فریدون مشیری)
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را - برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
دکتر عباس کاظمی
این روزها که بحث علوم اجتماعی نقل و نبات شده و بر سر زبان ها افتاده است و در دادگاه ، نمازجمعه و تلویزیون دولتی به نحوی در آن باب سخنی رفته است، در نظر برخی از دوستان بر اهمیت علوم اجتماعی افزوده است. چرا که علوم اجتماعی هیچگاه تا بدین حد موضوع سخن نبوده است. چه چیزی علوم اجتماعی را در زمانه ما تا دین حد به دانشی مسئله ساز بدل کرده است؟ آیا جز این است که علوم اجتماعی دانشی رها و آزاد از قدرت است و نتایج این دانش چونان دانشهای پزشکی و مهندسی از در مصالحه با قدرت در نمی آید؟ ایا جز این است که علوم اجتماعی برارزشهایی متفاوت با تاکید می کند. به گمان من مخالفان علوم اجتماعی موجود، پیش فرضهای این دانش را به درستی درک کرده اند اما نتیجه درستی از آن نگرفته اند.
- علوم اجتماعی پروژه ای مرتبط با مدرنیته است.
- علوم اجتماعی برارزشهای مدرن(چون آزادی و دموکراسی) تاکید دارد.
- علوم اجتماعی به واقعیتهای بیرون از ما معتقد است و از این رو محتاطانه با واقعیات رویارو می شود. به عبارتی دستوری با واقعیات اجتماعی برخورد نمی کند.
مخالفان علوم اجتماعی نه با آن بلکه با جوامع مدرن سرناسازگاری دارند. جرم علوم اجتماعی کمک به مدرن شدن جوامع است و این چیزی است که مورد پسند دوستان نیست. اما باید بدانها گفت که علوم اجتماعی دشمن نیست بلکه برای حل مشکلات جوامع مدرن پدید آمده است. همه چیز در این دانش، امری هنجاری نیست که مورد پسند این یا آن فرد نباشد. بسیاری از چیزها در این علم همانند سایر علوم، توصیفی و تبیینی است. علوم اجتماعی در بدو امر ایمان دارد که واقعیاتی اجتماعی در بیرون از ما وجود دارد( چه آن را ما پدید آورده باشیم و چه پیش از ما وجود داشته باشد، چه واقعیاتی سیال و چه متصلب باشد ....)، دیگر آنکه این واقعیات تابع اراده حاکمان و ذهنهای فردی نیست و در یک رابطه پیچیده اجتماعی پدید آمده است( برای مثال انقلاب ، اعتراض، جنبش و نظایر آن با خواست یک یا چند فرد بر نمی خیزد و با خواست یک یا چند فرد دیگر فرو نمی نشیند ) و سوم آنکه مطالعه در باب این واقعیات ادب و آدابی دارد که تنها با رعایت آن اداب آن واقعیت فهم پذیر می شود.چهارم آنکه علوم اجتماعی نتایج تحقیق خود را با گذاشتن بر محک داوری و تجربه دیگران (چه از طریق معیار آزمون پذیری یا ابطال پذیری و چه به محک استدلال و انتقاد نظری) استوار می گرداند. اگر این موارد برخی از امهات علوم اجتماعی باشد دشمنی با چنین دانشی به اندازه دشمنی با سایر علوم مضحک و بی معنا بنظر می رسد و روشن است که اگر بصیرتی کافی وجود داشته باشد چنین دشمنی هایی هم وجود نخواهد داشت.
انتقاداتی که می توان علیه علوم اجتماعی غربی مطرح کرد - و ای بسا متخصصان علوم اجتماعی ایرانی خود بیش از دیگران این انتقادات را بارها مطرح کردند - امری اکادمیک و در تخصص صاحبان این دانش است. تردیدی نیست که دانش انسانی باید با فرهنگ و جامعه میزبان متناسب شود، تردیدی نیست که باید نظریه های مبتنی بر زمینه رشد یابند، تردیدی نیست که موضوعات مورد تحقیق باید حلال مشکلات جامعه ما باشند. اما اینها مواردی نیست که به دادگاه نیاز باشد، از تریبون نمازجمعه گفته شود یا تلویزیون دولتی بدین شکل بدان حمله کند (پیش از این شبکه چهار سیما بارها همین صاحبنظران و همین تئوری ها را برای مقاصد خود بکار گرفته بود). این امور مواردی است که دولتها باید به دانشگاهها کمک کنند تا در فضای مساعد حوزه گفت و گویی و مجادلالت علمی توسعه یابد تا بدین ترتیب علوم اجتماعی به سمت دانشی سازنده برای جامعه حرکت کند. در عین حال دولتها باید بدانند که نمی توانند از علوم اجتماعی انتظار داشته باشند که با ارزشهای مدرن مبارزه کند چرا که در این صورتها دولتهای مدرن خود نیز نباید وجود داشته باشند و این خواست با وجود چنین دولتهایی نیز ناسازگار است!
17 روش شاد زیستن
ما با ارایه این مقاله قصد نداریم شما را مدام شاد نگاه داریم، بلکه بیشتر مایلیم تا به جای احساس ناراحتی، خشم، افسردگی و اضطراب، حداقل یک یا چند بار در روز شادی را حس کنید.
به چند نکته زیر توجه کنید. لازم نیست همه نکات را رعایت کنید به آن مواردی بپردازید که بیشتر برایتان کارساز است.
در حال زندگی کنید
در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید.
بلند بخندید
پیش بینی احساس شادی، میزان هورمون "اندروفین" و هورمون های دیگری را که به خوشی و آرامش شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال تولید هورمون اضطراب را کاهش می دهد. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا 16 نفر را که همگی معتقد بودند، تماشای یک فیلم برای آنها خنده دار بود را مورد بررسی قرار دادند. سه روز قبل به نیمی از آنها گفته بودند که این فیلم کمدی است. این دسته از افراد قبل از تماشای این فیلم متوجه تغییرات بیولوژیکی در بدنشان شدند. وقتی به تماشای فیلم پرداختند، میزان هورمون اضطراب در بدنشان به طور چشم گیری کاهش یافت. این در حالی بود که میزان هورمون های شادی بخش افزایش داشت.
خوب بخوابید
بهتر است که روزانه برای مدتی کوتاه استراحت کنید و شب ها هم در حالی که کتاب می خوانید و حداکثر تا ساعت 10 شب، به رختخواب بروید و بخوابید. این راهکار برای بهبود خلق و خو و نیز چشم اندازتان نسبت به زندگی مؤثر است.
به موزیک گوش دهید
تحقیقات حاکی از آن است که شنیدن موسیقی آرام قسمتی از مغز را فعال می کند که باعث شادی می شود. در ضمن این راهکار به کسب آرامش هم می انجامد.
این روش به طور آزمایشی در گروهی از افراد بالغ در حین عمل جراحی چشم انجام شد و نتایج نشان داد که این افراد نسبت به کسانی که در سکوت عمل شده بودند، تعداد ضربان قلب، فشار خون و فعالیت قلبی کمتری داشته اند.
منظم باشید
با وجود شلوغی میز کارتان که پر از کاغذ، مجله و صورت حساب است، یا کابینت آشپزخانه تان که بسیار نامنظم است و نیز دفترچه چک تان که در طی 6 ماه اخیر هنوز تسویه نشده، نمی توانید تمرکز کنید و نفس عمیق بکشید.
به علاوه با انجام کارهای تکراری روزانه مثل جارو زدن، گردگیری و شستشوی زمین هم می توانید به آرامش و شادی برسید(البته فقط در صورتی که این کارها را با تمرکز کامل انجام دهید).
نه بگویید
کارهایی را که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.
برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید
هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایف تان را بنویسید. این کار باعث می شود تا اهداف تان را شناسایی کرده و تنش و نگرانی را از وجودتان دور کنید. سپس مطمئن شوید که آیا همه وظایفتان را به خوبی انجام داده اید.
|
|
نقش نام حضرت محمد(ص) بر شانه عسل |
|
در یک پدیده استثنایی نام مبارک حضرت محمد(ص) بر روی دو قالب شانه عسل در شهرستان خلخال نقش بست. بر روی این قالب عسل ها که در زنبورستانی در روستای لنبر از توابع بخش مرکزی خلخال نقش بسته نام حضرت محمد(ص) به صورت برجسته و کاملا مشهود دیده می شود. هدایت الله حسنی فر، صاحب کندوهای عسل گفت: این دو شانه عسل از داخل کندویی که از آغاز سال برای اولین بار عسل از آن برداشت شده، قرار داشته است. وی افزود: این واقعه در طول شش سال زنبورداری وی برای نخستین بار اتفاق افتاده و برای او و خانواده اش اتفاقی میمون و مبارک است. این زنبور دار قصد دارد در روز مبعت حضرت محمد(ص ) این عسل ها را بین مردم تقسیم کند. شهرستان خلخال با 95 هزار نفر جمعیت در 115 کیلومتری اردبیل واقع است. |

تاملاتی پیرامون انقلاب فرانسه
مقدمه
انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) دورهای از دگرگونیهای اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. ویژگی اساسی این انقلابف استقرار موفقیت آمیز وحدت ملی از طریق انهدام رزیم ارباب- رعیتی و نراتب ممتازه فئودالی بود(سوبول،2537). این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیبهای بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.
پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکلهای مبتنی بر اصول روشنگری، ملیگرایی دموکراسی و شهروندی پدید آمد.
با این حال این تغییرات با آشفتگیهای خشونتآمیزی شامل اعدامها و سرکوبیها در طی دوران حکمرانی وحشت و جنگهای انقلابی فرانسه همراه بود. وقایع بعدی که میشود آنها را به انقلاب فرانسه ربط داد شامل: جنگهای ناپلئونی و بازگرداندن رژیم سلطنتی و دو انقلاب دیگر که فرانسه امروزی را شکل داد است.
برخی معتقدند اولین جرقه انقلاب، یورش به باستیل بود و در آن زمان نیز مردم هنوز به براندازی سلطنت فکر نمیکردند و برخی آغاز آن را ماه مه ۱۷۸۹ (میلادی) میدانند. پایان آن را ۱۷۹۵ یا ۱۷۹۹ میدانند و برخی سال ۱۸۰۴ که ناپلئون اعلام امپراطوری نمودو گاهی تمام دوره ناپلئون را تا ۱۸۱۵ نیز در جزء انقلاب فرانسه میآورند ولی اغلب آغاز عصر ناپلئون را پایان دوره انقلاب میشمارند.
توکویل، از اندیشمندان همعصر انقلاب، معتقد است که با وجود آن همه تلاش برای وقوع انقلاب، نتیجه کار دموکراسی نبود. شاید به همین دلیل است که وی برخلاف بسیاری، سال ۱۷۸۹ (شروع انقلاب) را سال پایان انقلاب میداند.۵ با این حال به نظر بسیاری، انقلاب با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. شاه، لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹ هنگامی که ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.
پس از ناپلئون دوباره نظام جمهوری جایگزین شد تا این که ناپلئون سوم (برادرزاده ناپلئون)، کودتا نمود و امپراتوری دیگری به راه انداخت. پس از آن جمهوریهای متعدد شکل گرفت. بدین ترتیب در کمتر از یک قرن، بر فرانسه به شکلهای گوناگونی مانند جمهوری، دیکتاتوری، سلطنت مشروطه و دو امپراتوری متفاوت حکمفرمایی شد.۶ تا به امروز که فرانسه، جمهوری پنجم بر فرانسه حکم فرماست.
نگاهی کوتاه به اوضاع فرانسه پیش از انقلاب
جهانی شدن و هویت های جمعی
طرح مسأله
جهانی شدن پدیده ای است که گریزی از آن نیست، و هر چه خود را از مسیر آن دورتر نماييم بیشتر تحت تأثیر آن قرار خواهیم گرفت. علیرغم تعریف های ضد و نقیض و متفاوت پیرامون جهانی شدن، آنچه واقعا اتفاق افتاده است پدیده جهانی شدن است.
متفکران برجسته ای مانند کینجی اومای با نظریه (جهان بدون مرز و پایان دولت- ملت) گیدنز ) انقلاب ارتباطات و کنش از راه دور، فشردگی فضا و زمان) دنی کو (اقتصاد بدون وزن یا الکترونیک) دانیل بل (جامعه اطلاعات محور) کاستلز (جامعه شبکه ای) لوهمان (ارتباط معنا دار بدون مرز) والرشتاین (نظام اجتماعی جهانی) و ... این پدیده را تائید کرده اند.
جهانی شدن زمینه ساز فرهنگ ها و هویت های فراگیرتر می شود، هر اندازه که فرهنگ ها با یکدیگر در تعامل قرار می گیرند و مبادله و گفتگو میان انسانها بیشتر می شود مشترکات میان فرهنگ ها و هویت ها نیز افزایش می یابد. (عبدالهی: 1384)
یکی از جنبه های مهم تأثیرگذاری جهانی شدن، تأثیر آن بر هویت به طور کلی و هویت های جمعی به طور خاص است. هویت جمعی عبارت است از تعلق خاطر تعدادی از افراد به اموری مشترک با عنوان خاص، چنین تعلقی موجب احساس همبستگی و شکل گیری یک واحد جمعی می شودکه با عنوان « ما » از ماهای دیگر جدا می شود.
در این گفتار ابتدا جهانی شدن را تعریف نموده و سعی خواهد شد درکی کلی از آن عرضه گردد، سپس هویت را مورد تحلیل قرار می دهیم و در پایان به بررسی رابطه میان این دو خواهیم پرداخت.
با توجه به نکات مذکور سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که جهانی شدن چه تأثیری بر هویت های جمعی کلان و خرد دارد؟ به عبارتی دیگر آیا رابطه هویت های جمعی خرد و کلان در جهان معاصر متناقض است یا موازی؟ آیا هویت های محلی و جهانی در فرآیند جهانی شدن با هم ناسازگاری خواهند داشت یا در کنار هم به سر خواهند برد؟
اتانازی
مقدمه :
نظرات مختلف درباره اتانازی ضرورتا وابسته به نظرات مختلف در زمینه اخلاق است . مباحث پیرامون اتانازی ، مباحثی درباره (( ارزش )) ها است . برخی اعتقاد دارند که حیات حد اعلای خوبی است و دیگر خوبی ها با وجود حیات و زندگی معنا می یابند . بدون زندگی و حیات ، هیچ ارزشی یا خوبی ای وجود ندارد (یعنی نمی تواند وجود داشته باشد ) و حیات شرط لازم برای تحقق دیگر ارزش ها است .
مباحث در رابطه با((اتانازی )) ، عمدا بحث درباره این است که چه چیزی اخلاقی است ؟ سوالاتی بنیانی در این رابطه مطرح شده است ؛ مثلا آیاحقی برای ارتکاب خودکشی وجود دارد ؟آیا اخلاقی هست که دیگری برای خودکشی به دیگری کمک کند ؟ آیا حقی وجود دارد که براساس خواسته کسی یا اعضای خانواده اش ایجاد مرگ رادر او تسهیل کنیم ؟ آیا اخلاقی هست برای نجات جان کسی ، زندگی کس دیگری راکه امیدی به زنده ماندنش نیست خاتمه دهیم ؟ تمام مباحث پیرامون ((اتانازی )) درصدد پاسخگویی به سوالاتی اینچنینی هستند . ((اتانازی )) بحث بسیار مهمی در اخلاق پزشکی است چون تمام حوزه های اجتماعی و فرهنگی را در می گیرد ..
در سال 1997 میلادی برای نخستین بار در جهان استرالیا تنها قانون مربوط به اتانازی را به تصویب رساند .
اتانازی یا مرگ ترحمی به حالتی اطلاق می شود که بیمار براثر رنج کشیدن بسیار از پزشکان تقاضا می کنند که آنها رابا کشتن از درد ورنج خلاص سازند . مرگ از روی ترحم سالهاست که مورد دعوای حقوقدانان و متخصصان علوم جزایی قرار دارند . بسیاری از حقوقدانان این امر را ترجیح بلا مرجح می دانند ودر نتیجه چنین قتلی را مستوجب مجازات می شمارند .
در فرانسه زنی که دچار یک بیماری نادر شده و چهره اش به طرز بسیار زشتی درآمده بود از رئیس جمهور درخواست کرد او را بکشند .درام زندگی تیره بختانه شانتال سبیره ، این زن 52 ساله فرانسوی که یک معلم بازنشسته است موضوع روز فرانسه شده است . بیماری ای که این زن به آن مبتلاشده است . " esthesioneuroblastoma" نام دارد که به اختصار ENB نامیده می شود . شانتال ضمن دیدار با رئیس جمهور فرانسه ، سارکوزی خواستار خودکشی داوطلبانه (اتونازی) شده است . وی گفته است حتی یک حیوان هم نباید زندگی ای را که من دارمتجربه کند . وی در سال 2000 به این بیماری مبتلا شد و چشایی اش را از دست داد . توموری که از صورت این زن درآمده است بعدا تا چشمانش رسید و وی در ماههای گذشته بینایی چشمانش راهم از دست داد . به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن ترکیه ، شانتال صاحب سه فرزند است . اتونازی یاخودکشی داوطلبانه در فرانسه همانند دیگر کشورهای اروپایی قانونی نیست . بیماری ENB یک بیماری فوق العاده نادر است و در 20 سال گذشته در کل جهان تنها 200 نفر به این بیماری وحشتناک دچار شده بودند .
اکنون در فرانسه برسراین موضوع که آیاساکوزی طی یک استثناء به این زن اجازه مرگ اجباری خواهد داد یانه بحث می شود .
نامه اعتراضي محمدرضا شجريان به رئيس صدا و سيما:
از پخش آثارم خودداري کنيد
روزنامه اعتماد: محمد رضا شجريان با ارسال نامه يي به رئيس سازمان صدا و سيما به ادامه پخش آثارش از اين رسانه اعتراض کرد. اين استاد برجسته آواز در نامه خود چنين نوشته است؛ «همان طور که اطلاع داريد صدا و سيما در شرايط فعلي مستمراً اقدام به پخش سرودهاي ميهني اينجانب به ويژه سرود «اي ايران اي سراي اميد» مي کند. جنابعالي مستحضريد اين سرود و ديگر سرودهاي خوانده شده متعلق به سال هاي 1357 و 1358 است و هيچ ارتباطي به شرايط کنوني ندارد. اينجانب در سال 1374 نيز اعلام کردم راضي به پخش آثار خود از صدا و سيما نيستم. مجدداً تقاضاي خود را تکرار کرده و تاکيد مي کنم آن سازمان هيچ نقشي در تهيه اين آثار نداشته و شايسته است به حکم شرع و قانون سريعاً کليه واحدهاي آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداري کنند.»
محمدرضا شجريان در سال 1374 نيز در نامه يي خطاب به علي لاريجاني رئيس وقت صدا و سيما خواستار پخش نشدن صدا و آهنگ هاي خود در راديو و تلويزيون شده بود. او در آن نامه نوشته بود؛ «از اين رسانه انواعي از موسيقي پخش مي شود که فاقد کمترين ارزش هنري است. .. .گاه مبتذل ترين قطعات موسيقي را که ما نام موسيقي خالطوري (موسيقي کافه هاي لاله زاري) بر آن مي گذاريم، به عنوان آرم برنامه پخش مي کنند. حتماً شما هم در تجربه چند ساله خود در صدا و سيما در يافته ايد که آرم برنامه، پرچم و نشانه اصلي برنامه است و هميشه تلاش مي شود تا زيبا ترين نوا براي آن انتخاب شود، شگفتم از اين همه بد سليقگي و بي ذوقي در درک موسيقي، آن هم در مهم ترين دستگاه فرهنگي کشور. ...سازمان صدا و سيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آنان را هم براي هر نوبت پخش آثارشان رعايت کند.» در ادامه نامه آمده بود؛ «اين روال جاري راديو و تلويزيون در همه کشورهاي متمدن جهان است. از اين گذشته من نمي دانم صدا و سيما به چه حقي و بر اساس کدام مجوز روي آثار من تصوير مي گذارد و آن را به نام ويدئو کليپ پخش مي کند؟ فرض کنيد قانون رعايت حقوق مولفان و مصنفان وجود ندارد، و باز هم فرض کنيد اگر وجود دارد، کسي به هر دليل مايل نيست از طريق دستگاه قضايي احقاق حق کند. آيا شما شرعاً اين مشکل را براي خود حل کرده ايد؟ چگونه است که بديهي ترين حقوق مالکيت حقوقي که مورد تاکيد قوانين جاري کشور است زير پا گذاشته مي شود؟ در تحيرم که ناديده گرفتن حقوق هنرمند از سوي مهم ترين و وسيع ترين رسانه کشور نشانه چيست؟ مردم چه مي گويند وقتي مي بينند از صبح تا شام، اين رسانه پيام هاي اخلاقي در رعايت حقوق ديگران پخش مي کند، اما خود به آن عمل نمي کند؟،» و پايان بخش نامه تاريخي شجريان چنين بود؛ «به صراحت اعلام مي کنم که مايل نيستم صداي من از صدا و سيمايي پخش شود که بي اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالي مي خواهم دستور دهيد هيچ اثري از من مطلقاً از راديو و تلويزيون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستيم، تنها به احترام اين ماه مبارک و اداي دين به نيک سرشتي مردمي که در دامان آنها پرورش پيدا کرده ام، پخش «مناجات» و «ربنا» را اجازه مي دهم.»
قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یك سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یك سوِال به تفكر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواجها بر مبنای پایه و اساس محكم و قوی استوار شدهاند.
1) آیا شما میخواهید بچهدار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچهدار شدن نیستیم، آیا قبول دارید كه فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ كنیم
۳) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدكودك بفرستیم؟ در غیر این صورت چه كسی از او نگهداری خواهد كرد؟
4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری كند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترك به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره كند؟
5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
6) در مواقعی كه جر و بحث پیش میآید ، چه واكنشی نشان میدهید؟ آیا عصبانی میشوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان میدهید؟
7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خودتان یا من چه واكنشی نشان میدهید؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشویی چهنظری دارید؟
11) در مورد مسائل مالی چهنظری دارید؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج میشود؟
12) هزینههای زندگی بر چه مبنایی تعیین میشود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا كفایت زندگی مشترك را میكند؟ آیا امكان پسانداز وجود خواهد داشت؟
13) 2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه میبینید؟
14) ساعات خواب و بیداری و كارتان چگونه است؟ صبحها زود بلند میشوید؟ آیا عادت دارید شبها تا دیروقت بیدار باشید؟
15) چهكسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز كردن است؟ آیا در این زمینه كمك میكنید؟
16) عادت خرجكردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پسانداز میكنید؟
۱7) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زیر ، اهداف طولانیمدت و كوتاهمدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكیت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگی خواهیم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرایطی خواهد بود؟
20) شهر محل سكونت ما كجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر میكند؟
21) آیا شغل شما به صورتی است كه مجبورید شبها كار كنید؟
22) آیا برای همسر آینده خود محدودیتهایی در ذهن دارید؟
23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش كمك به شما چیست؟
24) اگر در ازدواج مشكلی پیش بیاید، تا چه مدت میتوانید صبر كرده و مشكل را حل كنید؟ آیا مسئلهای در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگی مشترك بروز كند بهنظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكی كه شما به وسیله آن هر روز میتوانید به همسرتان بگویید و نشان دهید كه دوستش دارید (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چیست؟
|
|